ژانر سایبرپانک سال‌ها خاک می‌خورد و خیلی‌ها از آن با خاطرات خوش دوران دور یاد می‌کردند، اما طی یک دهه‌ اخیر به لطف بازی‌های باکیفیتی چون مجموعه‌ Shadowrun Returns، Observer و Va-11 Hall-A اوضاع به کلی تغییر کرده و شاهد بازگشت هرچه قدرتمند‌تر این ژانر جذاب و بسیار زیبا هستیم.

جدیدترین بازی این ژانر که نزدیک به یک ماه و نیم از انتشار آن می‌گذرد، Ruiner نام دارد. یک بازی اکشن و خشن که حال و هوایش را از فیلم‌ و انیمه‌ای چون Oldboy و Akira و بازی‌هایی از جمله Transistor و Hotline Miami الهام گرفته است.

اگرچه Ruiner نمی‌تواند به جایگاه‌های والای ژانر سایبرپانک دست یابد، اما تجربه‌ای بسیار لذتبخش و انرژی‌بخش است که تمام اکشن و حوادث آن پیرامون شخصیت اصلی جریان می‌یابد.

به بهانه‌ برادر

بازی، داستان قدرتمندی ندارد و از آن به‌عنوان بهانه‌ای برای توجیه کردن اکشن فراوان و خشونتش بهره گرفته است. به‌هرحال شما بازی را در نقش یک قهرمان بی‌نام آغاز می‌کنید که با لوله‌‌ای فولادی در یک دست و سلاحی در دست دیگر قدم به شهر اشرار می‌گذارد تا برادر گم شده‌اش را پیدا کند. همین مقدار قصه کافی است تا شما دست‌تان را برای کنترل روان و تمیز بازی گرم کنید.

Ruiner برای هدایت کاراکتر از ساختار بازی‌های Twin-Stick بهره گرفته است، یعنی با کلیدهای کیبورد یا آنالوگ چپ دسته، کاراکتر را در محیط هدایت می‌کنید و ماوس یا آنالوگ راست دسته برای هدفگیری و شلیک کردن به کار می‌رود.

ساختار مراحل بازی خطی بوده و هر کدام معمولا متشکل از چند بخش هستند که هدف در آنها پاکسازی محیط از دشمنان است. این ساختار تا انتهای بازی تکرار شده و یکی از نقاط ضعف آن به شمار می‌رود، با این وجود بازی تلاش کرده تا با تنوع بین محیط‌های شهری از جمله خیابان‌ها یا پارکینگ‌های شلوغ گرفته تا کارخانه‌ها و فضاهای صنعتی، حداقل از منظر بصری بازی را تازه نگه دارد که تا حد بسیار زیادی هم موفق عمل کرده است. همچنین روند سخت شدن بازی نیز سرعت و ریتم مناسبی داشته و در حالی که در مراحل ابتدایی با دشمنان مجهز به سلاح کمری مبارزه می‌کنید، به مرور سر و کارتان به ربات‌ها و هیولاهای جهش یافته‌ای از گوشت و سیم نیز می‌افتد که سلامتی بیشتر و سلاح‌های مرگبارتری دارند.

در میان گلوله و آتش

همان‌طور که گفته شد روند سخت شدن بازی بسیار هوشمندانه طراحی شده و شما را آموزش می‌دهد تا در طول تجربه‌ خود به مهارت بالایی در استفاده از مکانیک‌های کاراکتر مثل دویدن، جاخالی دادن از میان گلوله‌ها و ضربات نزدیک به دشمنان برسید. حین بازی تائید خواهید کرد که اکشن Ruiner همیشه رضایت‌بخش و هیجان‌انگیز است. ضمن این‌که در خلال درگیری‌ها همیشه باید به فکر برداشتن سلاح‌های بهتر و استفاده از آنها هم باشید. علاوه بر سلاح‌های نزدیک‌زن و تفنگ‌های مختلف، کاراکتر هم تعدادی توانایی دارد که در مبارزه حسابی به کارتان می‌آید. به‌عنوان مثال می‌توان به سپر محافظی اشاره کرد که گلوله‌ها را برمی‌گرداند یا نارنجک شوک‌زایی که برای مدتی معین تمام دشمنان را تا ناحیه‌ مشخصی در اطراف‌‎تان گیج می‌کند. همچنین ارتقاهای آنی‌ نیز پیدا خواهید کرد که میزان آسیبی که می‌توانید وارد کنید یا میزان سلامتی‌تان را افزایش می‌دهد.

بازی دارای یک سیستم درخت مهارت‌های شسته رفته و ساده نیز هست که قابل مقایسه با عناوین نقش‌آفرینی نیست، اما انگیزه‌ کافی به شما می‌دهد تا با هر بار ارتقای سطح کاراکتر روی توانایی‌های خاصی سرمایه‌گذاری کرده و سبک بازی خود را شکل دهید. ممکن است یک کاراکتر تانک دوست داشته باشید، اما شخص دیگری چابکی و فرز بودن را ترجیح دهد. این‌ انتخاب‌ها به همراه تعداد قابل قبولی انتخاب دیگر همگی به واسطه‌ درخت مهارت‌ها در بازی قابل انجام است.

در ستایش اکشن و استراتژی

سازندگان بازی بخصوص طراحان بازی و مرحله‌ آن به خوبی توانسته‌اند تعادل مناسبی بین اکشن و استراتژی در میانه‌ میدان نبرد برای بازیکن ایجاد کنند. جدا از توانایی‌های کاراکتر که به واسطه‎ درخت توانایی‌ها به آن دست می‌یابید، می‌توانید سلاح‌های قدرتمندی را که بعد از کشتن دشمنان از آنها روی زمین باقی می‌ماند برداشته و هرچند برای چند ثانیه، دست بالاتر قدرتمندی در نبرد پیدا کنید. مخزن‌های سوخت یا دیگر خطرهای محیطی نیز در اکثر قسمت‌های مراحل وجود دارند که با استفاده‌ هوشمندانه از موقعیت خود در نبرد می‌توانید از آنها به نفع خود بهره بگیرید.

Ruiner موفق شده گیم‌پلی اکشن لذتبخش و گرافیک و جلوه‌های بصری زیبایی به مخاطب ارائه دهد، اما تقریبا در دیگر قسمت‌‌ها به همین اندازه تلاش نکرده است. صداگذاری بازی خوب است و کارش را انجام می‌دهد، اما هیچ‌چیز خاصی در مورد آن وجود ندارد. موسیقی بازی شاید برای طرفداران ژانر سایبرپانک خاص باشد، اما روی هم رفته آن هم شبیه صداگذاری است. بزرگ‌ترین ضعف‌های بازی در داستان و روایت قصه‌ آن وجود دارد. نه تنها هیچ‌کدام از شخصیت‌ها دوست‌داشتنی و قابل همذات‌پنداری نیستند، بلکه دیالوگ‌ها و گفت‌و‌گوهای‌شان نیز سطحی بوده و گوش دادن به آنها ارزش افزوده‌ای برای بازیکن ندارد.

Ruiner یک تجربه‌ خوب، اما فراموش شدنی است که حدود ۴ ساعت برای تمام کردن آن زمان نیاز دارید. فعلا که بازار بازی‌ها حسابی داغ است و یکی پس از دیگری امتیازهای بالا می‌گیرند، شاید بد نباشد Ruiner را برای دوران قحطی پیش‌رو نگه دارید.

دیدگاه خود را منتشر کنید

دیدگاه خود را درج کنید
نام خود را اینجا بنویسید

2 + ده =