نقد و بررسی بازی Hellblade: Senua’s Sacrifice

0

Hellblade، داستانی کوبنده ارائه می‌کند، گرافیکی تماشایی و صداپردازی فوق‌العاده‌ای دارد، اما گیم‌پلی آن قادر نیست پا به پای این عناصر بالا بیاید و از فرط سادگی، در میان عناوین سابق این استودیو، بیشتر یادآور Enslaved است تا DMC. هرچند، با توجه به قیمت این گیم، می‌توان روی گیم‌پلی ساده – اما نه ضعیف – آن چشم بست.

نینجا تئوری، از اساتید ناب داستان‌سرایی در صنعت گیم با عنوانی دیگر به میدان بازگشته است.

 

در برزخ افکار

شخصیت‌ محوری این گیم، سِنیوا (با بازی ملینا یورگنز) نام دارد و عناصر داستانی آن نیز از اساطیر کلتی و نروژی گرفته شده است. سِنیوا، دچار نوعی سایکوسیس یا روان‌پریشی است و آنچه در طول گیم اتفاق می‌افتد، ترکیبی از تصورات و موهومات او با آنچه در واقعیت رخ می‌دهد است.

او دچار یک بیماری هم است که با هر بار مردن، بیشتر و بیشتر در بدنش سرایت می‌کند و در صورتی که تمام بدن و چهره او را در بر بگیرد، سنیوا دچار مرگ دائم خواهد شد و باید گیم را از ابتدا آغاز کنید.

نینجا تئوری مانند همیشه در پرداخت داستان عالی عمل کرده است. خانم یورگنز در نقش سنیوا خوش می‌درخشد و با هر درماندگی که در چهره‌اش شکل می‌گیرد، دل مخاطب به درد می‌آید. صداپردازی هم فوق‌العاده کار شده است. صداهای محیطی سطح خوبی دارند اما از آن مهم‌تر، صداپردازی شخصیت سنیوا و پیچش‌های روانی اوست که مخاطب را مسخ می‌کند.

سازندگان در قوام دادن به اصوات ذهن سنیوا، بازی‌های صوتی خوبی انجام داده‌اند که اگر با هدفون یا یک سیستم صوتی ممتاز، این گیم را تجربه کنید، لذتتان را دوچندان خواهد کرد. بسیاری از دیالوگ‌های موهوم سنیوا، طوری کار شده که به نوبت از گوشی یا بلندگوی چپ و راست پخش شده و بهتر احساس حضور همزمان چند صدا را در سر تداعی می‌کند. از حیث قدرت گرافیکی هم همان‌طور که از نینجا تئوری انتظار می‌رفت با ظاهری بسیار زیبا روبه‌رو هستیم و از نظر استایل گرافیکی شاید بتوان آن را تقریبا ترکیبی از Horizon: Zero Dawn و Rise of the Tomb Raider توصیف کرد. انیمیشن‌ها هم – که با موشن‌کپچر ضبط شده‌اند – به موازات ظاهر گرافیکی این گیم، بسیار زیبا، طبیعی و نرم از آب در آمده‌اند.

 

همه چیز در خدمت داستان

اگر بخواهیم صادقانه راجع به Hellblade نظر بدهیم، باید بگوییم جای آن نه در زمره گیم‌های اکشن و ماجرایی، که بیشتر در میان داستان‌های تعاملی است. البته باز هم تاکید داریم که این گیم با قیمت تنها ۳۰ دلار منتشر شده و زمان لازم برای اتمام آن حدود ۸ ساعت است که همین در ترکیب با ویژگی‌های دیگرش آن را یک سر و گردن بالاتر از عنوانی مانند Ryse قرار می‌دهد.

با این وجود، باز پسندیده‌تر بود که نینجا تئوری در زمینه گیم‌پلی، حداقل با سلاح‌های دیگر یا کمبوهای بیشتر، این گیم را تقویت کند، چراکه مبارزات تک‌دکمه‌ای، بازیکن را بیشتر به سمت بیننده بودن سوق می‌دهد و ارزش تکرار گیم را تا حد قابل توجهی پایین می‌آورد.

مبارزات در Hellblade، با مواجهه سنیوا با دشمنانی موسوم به Northmen کلید می‌خورد. شاید این صحنه‌های مبارزه از نظر گیم‌پلی سنگین نباشد، اما از حیث جلوه‌های بصری و کوبندگی، واقعا ثقل دارد. سنیوا مهارت خوبی در رزم دارد و قادر است همزمان با چند دشمن درگیر شود. کمبوهای ساده و جاخالی و دفع حمله، هسته گیم‌پلی را تشکیل می‌دهند.

در این گیم از تعدد سلاح و درخت مهارت پیچیده خبری نیست. با این حال، اشراف یافتن بر همین گیم‌پلی ساده هم جذابیت کافی را ارائه می‌کند. (در همان حدی که از گیمی مانند Assassin’s Creed انتظار می‌رود، نه DMC) صداپردازی جالب این گیم در لحظات مبارزه با چند دشمن نیز خودی نشان می‌دهد و در صورت حمله دشمنان از زوایای دیگر، اصوات درون ذهن سنیوا نسبت به جهت حمله به او هشدار می‌دهند. این صداپردازی که در عمل همان نقش دستیارهای صوتی رایج در گیم‌های اکشن را دارد، جای راهنماهای متداول هم نقش بازی می‌کند و توضیحات لازم از طریق همین اصوات به بازیکن داده می‌شود که بخصوص در نبرد با رئیس‌ها بشدت کارآمد است.

 

تنوع در توهم

در طول گیم، معماهایی وجود دارد که سنیوا برای حل آنها دست به دامن روان‌پریشی و دقت تقویت شده ناشی از آن می‌شود. معماها در دفعات ابتدایی به جذابیت اثر می‌افزایند، اما هرچه پیش می‌رود، هم از کشش مبارزات و هم معماها کاسته می‌شود. سازندگان برای اجتناب از یکنواختی بیش از حد، سعی در تنوع بخشیدن به گیم داشته‌اند. برای مثال، در بخشی از این گیم، سنیوا همه تجهیزات و توانایی ذهنی‌اش را از دست می‌دهد و وادار می‌شود رویکردی غیرتهاجمی اتخاذ کند و در جایی دیگر، افکار شومش در هیبت سایه‌هایی به او هجوم می‌آورند که در این قسمت نیز سنیوا مجبور است با سرعت از یک منبع نور به منبع نور دیگر فرار کند. این بخش‌ها از جذاب‌ترین بخش‌های این گیم هستند و کاش کمی طولانی‌تر بودند. همانطور که گفته شد این گیم حدود ۸ ساعت به طول می‌انجامد و با توجه به قیمتش که نصف قیمت یک گیم کامل است، خرید آن برای هواداران آثار داستانی و سینمایی کاملا توجیه‌پذیر است.

 

Hellblade:

 

Senua’s Sacrifice

 

سازنده Ninja Theory

 

ناشر Ninja Theory

 

سبک اکشن بزن‌بهادری

 

پلتفرم PS4,PC

 

 

دیدگاه خود را منتشر کنید

دیدگاه خود را درج کنید
نام خود را اینجا بنویسید